ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
169
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
در زمينهاى همسايگان خود تباهى بسيار مىكردند و از آن شهرها تا اندازهاى كه مىتوانستند ، ويران مىساختند و به كسانى كه در نزديكى ايشان مىزيستند آزار مىرساندند . مردم آن شهرها همين كه اسكندر را ديدند از گزند و آزار يأجوج و مأجوج پيش او شكايت بردند چنان كه خداوند از آن پيشامد درين فرمودهء خود خبر داده است : ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً حَتَّى إِذا بَلَغَ بَيْنَ السَّدَّيْنِ وَجَدَ مِنْ دُونِهِما قَوْماً لا يَكادُونَ يَفْقَهُونَ قَوْلًا ، قالُوا : يا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِنَّ يَأْجُوجَ وَ مَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَكَ خَرْجاً عَلى أَنْ تَجْعَلَ بَيْنَنا وَ بَيْنَهُمْ سَدًّا ؟ قالَ : ما مَكَّنِّي فِيهِ رَبِّي خَيْرٌ فَأَعِينُونِي بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ رَدْماً . آتُونِي زُبَرَ الْحَدِيدِ حَتَّى إِذا ساوى بَيْنَ الصَّدَفَيْنِ . [ ( 1 ) ] ( اسكندر سفر خود را با وسائلى كه داشت پيگيرى كرد تا رسيد ميان دو سد ، يعنى دو كوه ، كه در آن سوى آنها گروهى بودند كه هيچ سخنى را نمىفهميدند . ايشان به اسكندر گفتند : « اى ذو القرنين ، يأجوج و مأجوج درين سرزمين تباهكارى مىكنند . آيا اگر ما هزينهاى به تو بپردازيم ، سدى در ميان ما و ايشان مىسازى ؟ » اسكندر گفت : « آن توانائى كه خداوند به من بخشيده ، برتر از هزينهاى است كه مىخواهيد بپردازيد . - من بدان نيازى ندارم - شما مرا تنها با نيروى كار يارى دهيد . يعنى كارگر و صنعتگر در اختيارم بگذاريد تا در ميان شما و ايشان سدى بسازم . براى من پارههاى
--> [ ( 1 ) ] - سوره كهف - آيههاى 92 تا 96